الشيخ محمد علي الگرامي القمي
48
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
دربارهى افلاطون هم اين طور شيوع دارد ، ليكن اين مطلب را براى اولين بار شيخ اشراق اسلام ، مرحوم شهاب الدين سهروردى ذكر كرده است و پيش از او هيچ كس افلاطون را به اين نام نناميده و حتى اصطلاح مزبور قبلًا شهرتى نداشته است . هانرى كربن فرانسوى معتقد است اوّلين بار در قرن سوم قمرى شخصى به نام ابن وحشيه اين اصطلاح را به كار برده است . « 1 » ويل دورانت و فروغى و دكتر هومن و شهرستانى هم هيچكدام از افلاطون به اين عنوان ياد نكردهاند . البته مرحوم فروغى در سير حكمت دربارهى عشق افلاطون دربارهى همهى زيبايىهاى جهان مطلبى را نقل مىكند كه ممكن است تصور شود مربوط به مسلك اشراقى اوست . ليكن عشق مزبور هرچند از نظر و به اعتبار تجلى جمال الهى در زيبايىهاى جهان باشد ، بحثى ديگر است و مربوط به تهذيب نفس كه زيربناى مكتب اشراق است ، نمىباشد . البته ميان ارسطو و افلاطون اختلافاتى مهم بوده است ، ليكن اختلافات مزبور به بحث اشراق و تهذيب نفس ربطى ندارد . اختلافات دو حكيم مزبور بيشتر در سه مسألهى « مثل » و « تقدم روح بر بدن » و « تذكر » بوده است كه فارابى در كتاب الجمع بين رايى الحكيمين ذكر كرده است . افلاطون مىگفته است تمام انواع جاندار طبيعت يك فرد عقلانى از نوع خود در عالم مجردات دارند كه ترتيب و رشد اينها را به عهده دارد و مثال و ربّ النوع ناميده مىشود مانند نورى كه تجلى نور الهى است ، نه
--> ( 1 ) - / سه حكيم مسلمان ، چاپ دوّم ، ص : 73 و 182